سفارش تبلیغ
صبا























طلیعه صبح

به کسی رای می دهم که منش وی مرا یادآور امام است.

به کسی رای می دهم که سخنانش بوی غیرت و شرف می دهد نه کسی که تا لب می گشاید شرم می کنم که سخنانش مرا یاد مرغ خانگی و حرص رفاه و شکم می اندازد.

به کسی رای می دهم که مردانه آمده بدون هیچ رنگ و تزویری.

به کسی رای می دهم که از خود حرفی نمی زند.

به کسی رای می دهم که آزاده است و در قید این حزب و آن جناح نیست.

به کسی رای می دهم که سخنانش بوی قدرت طلبی و جذب رای مردم ندارد.

به کسی رای می دهم که خودش را پشت لبخندهای دروغین به مردم پنهان نکرده است.

به کسی رای می دهم که ساده است و سادگی را دوست دارد.

به کسی رای می دهم روزی چندین مرتبه بیگانگان او را می کوبند و الحق که آن ها بهتر اصلح را شناخته اند.

به کسی رای می دهم که خداوند او را عزیز کرده و اگر چه غریبانه آمده اما به دلمان نشسته.

                و امیدوارم در این میدان پیروز باشد اگر مردم ما آگاهانه تصمیم بگیرند. و البته که  همیشه محبوب خواهد ماند ....

انتخاب ما : دکتر سعید جلیلی

انتخاب ما دکتر جلیلی


نوشته شده در دوشنبه 92/3/20ساعت 10:5 صبح توسط شکیبا| نظرات ( ) |

سلام دوستان

  گفت آلودگی هوا صاحب ندارد هر کسی گردن دیگری می اندازد و البته که خیلی از مسایل کشور هستش که متولی نداره و این نهاد و اداره به عهده آن نهاد و اداره و ارگان می اندازه و آخرش هم این کشمکش ها هیچ نتیجه ای نداره...

  البته بنده اذعان دارم که امروز مشکل اقتصادی یکی از مهمترین مشکلات اقتصادی کشور هست که خیلی چیزهای دیگه مثل مسکن و اشتغال و ازدواج و ساده تر بگم قدرت خرید مردم رو تحت الشعاع قرار داده اما چقدر دلم می خواست یکی این وسط بگه آقا این قدر که الان مشکلات فرهنگی  گریبانگیر خانواده های ایرانی شده و دارن استحاله میشن و نظام خانواده ها در خطر هستش آیا باز هم مشکلات اقتصادی ظهور و بروز داره...البته من نمی خوام بگم مسایل اقتصادی مهم نیست چرا که فقر و فساد با هم توامند ... اما آیا الان خیلی از خانواده ها هم هستن که تقریبا از لحاظ مادی بی نیاز هستن اما هم چنان درگیر مسایل فرهنگی هستن!!!

هر دولتی اومد مشغول یک سری مسایل شد اما چیزی که همه از اون غفلت کردن وضعیت نابسمان فرهنگی است....

در هر کوی و برزن که قدم می زنی متاسفانه شاهد بی عفتی ها و بی حیایی ها هستیم...قبلا از بد حجاب سخن می گفتیم و اینک از کشف حجاب!!! گویا تا وقتی دولت خود اعتقاد جدی به اصلاح وضعیت موجود نداشته باشه هیچ اتفاقی نمیفته .... ا از وضع جامعه و سینما را هم که چه عرض کنم، فیلم هایی که ترویج روابط نامشروع می دهند و عادی سازی روابط و .... این از وضع اینترنت که به راحتی همه خوراکی حتی خوراک مسموم در دسترس جوانان و نوجوانان است و متاسفانه هر دولتی به هر علتی فرهنگسازی را بهانه می کند و هیچ برنامه عملیاتی و فرهنگی نمی گذارد.... زمانی از خواب بیدار می شویم که این نسل جدید والدین فردا بشوند و چه فرزندانی تربیت کنند؟؟؟

آن وقت اگر ایرانی در رفاه کامل باشد اما فرهنگ ایرانی اسلامیش بر باد رفته باشد آیا جامعه ما همان جامعه غیور و مسلمان خواهد بود؟

ایرانی پرچمدار بیگانه


نوشته شده در یکشنبه 92/3/12ساعت 7:38 عصر توسط شکیبا| نظرات ( ) |

سلام

این چند وقت که بحثهای انتخاباتی داغه آدم بعضی حرفها میشنوه که شاخ در میاره و بعضی ها طوری صحبت می کنند که آدم باورش بشه شب روزه!!!

نمی دونم آیا رای اوردن برای بعضی ها اینقدر مهمه و البته شاید منفعت آوره که حاضرند به خاطرش حقایق را کتمان کنند و باطل رو حق جلوه بدن؟؟؟

البته بر همه واضح و مبرهن است که آقایانی که آمده اند برای این وارد صحنه شده اند که احساس تکلیف کردند و لابد دیدند که باید شخصا وارد میدان شوند و  خود ریاست رو به عهده بگیرند!

حضرت علی علیه السلام فرمود : « مرد زیر زبانش مخفیه » یعنی این که  تا حرف نزده شناخته نمی شه!

برای ما نسل دومی ها که البته خیلی هم دهه های پیش رو هنوز فراموش نکردیم شاید سنگین باشه و بعضی ها بخواهند با برجسته کردن خودشون و اصحاب و اعوانشون رای جمع کنند... والا قبل از این که بیان حرف بزنند بیشتر روشون حساب باز کرده بودیم تا حالا که به لطف   صدا و سیمای محترم حرفها رو می شنویم و دنبال می کنیم.

دیشب در گفتگوی ویژه خبری معرفی کاندیداها متاسف شدم که پیشرفت های هسته ای رو که در این 8 ساله انجام شده به اسم خودشون می خواستن ثبت کنند . ما هنوز فراموش نکردیم که چقدر اون زمان تعلیق داشتیم و چقدر تهدید و تحقیر شدیم... اصلا انگار با شمشیر وارد استودیوم شده بودند . معلوم می شه آقایان برای اهداف دیگه ای وارد شدن! شما خیلی واردی چرا وقت ملت رو می گیرید ؟ برنامه هاتون رو اعلام  کنید؟ چرا با کینه توزی و تحقیر ( مجری و رییس مجری به قول خودشون) می خواین پیش ببرید؟  و بعد هم ادعای انتقاد پذیری دارید...اون هم از آخر جلسه که کلید نشون مردم می دید؟   الان بهتر شماها رو شناختیم.

 

ملت ما فهیم است و دانا... دیگر گوش مردم از شعار ها ی توخالی پر است.... آن کاندیدایی که می خواهد به سرعت همه مشکلات را حل کند و قول می دهد مناسب نیست.... اما آن که برنامه و فکر دارد پیروز میدان خواهد شد . به حول و قوه الهی...

 

/// زهره الهیان نماینده مردم تهران در مجلس هشتم شورای اسلامی هم درباره "قرارداد سعد آباد" در دولت اصلاحات می گوید، در زمان دولت خاتمی بیانیه سعد‌اباد ایران را متعهد کرد که 10 سال غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند البته گفتن این نکته هم جالب است که جک استراو وزیر امورخارجه انگلیس در همان جلسه‌ای که بیانیه منعقد شد آنقدر موقعیت تیم وقت ایران را خوار می‌دید که پای خود را با کفش روی میز مذاکره گذاشته بود از این رو جوانان ایران جلوی کاخ سعدآباد دراز کشیدند و گفتند اگر تن به این قرارداد بدهید باید ماشین‌های خارجیان از روی ما عبور کنند این در حالی است که ما امروز شاهد آن هستیم که غرب ایران را کشوری هسته‌ای می‌داند./// به نقل از جهان نیوز
             
                                                                                      http://jahannews.com/vdcgwy9xtak97w4.rpra.html


نوشته شده در سه شنبه 92/3/7ساعت 1:2 عصر توسط شکیبا| نظرات ( ) |

دیروز بعد از مدتها رفتم زیارت قبور مطهر حضرات مجلسی(ره)، شاید دوستان اصفهانی مطلع باشند که مقبره ایشون جنب مسجد جامع اصفهان و البته بازار بزرگی در کنار آن واقع شده...

از لابلای جمعیت باید می گذشتی و مراقب باشی به کسی برخورد نکنی، کوچه های مجاور و بازارهای تو در توی مسجد جمعه از جمعیتی غل می زد که همه آمده بودند تا خرید کنند و نو شوند و بالاخره به استقبال نوروز بروند...از میان جمعیت بالاخره گذشتم و خودم را به کوچه مجاور مقبره رساندم.  برای من که شلوغی بازار را دوست ندارم اطراف حرم خلوت بود... جایی نشستم و مشغول شدم...آن طرف تر خانمی چنان گریه و تضرع می کرد که همه زایران متوجه وی شده بودند و برایش طلب استجابت دعا و صبر می کردند.  

با خود گفتم در این هیاهوهای شب عید خیلی ها هم گرفتاری هایی دارنن که فقط خودشان و خداوند از اون با خبره و ما و برخی ماها فقط دغدغه خودمان را داریم... متاسفانه برای برخی هامان عید و ایام نوروز شده علتی برای تفاخر، تفاخر لباس و لوازم منزل و ...

راستی صله رحم با ارزش است و جای خود دارد ، اما اگر سری به خودمان بزنیم می بینیم این واژه باعث شده خودمان را و آنها که حتی درامد مکفی ندارند خودشان را برای شب عید به تکلف بیندازند...چرا از هر چیزی بتی می سازیم؟ راستی که بهار زیباست و جشن نوروز ستودنی! اما آیا انصافا این امور مورد رضایت خداست؟

برخی خانواده ها را می شناسم که تمام وسایل منزل را از فرش گرفته تا مبلمان و وسایل آشپزخانه نو می کنند و عوض می کنند. و البته برخی هم محتاج خوراک روزانه شان هستند.البته این دسته شامل افراد به ظاهر مذهبی هم می شود. آیا قدیم تر ها که عید می شد و این خبرها نبود لذت بیشتر نمی بردیم؟ صفای بیشتری نبود؟
من فکر می کنم ماها-از شما بدور- خودمان را بیش از حد اسیر این چیزها کرده ایم و به نحوی در این کثرت گرایی ها گم شده ایم  و هر چه در آن فرو می رویم اغنا نمی شویم... آیا گمشده ما در این هاست؟

هم با خود و هم با دیگران مهربان باشیم.

                                   و همه این ها برمی گردد به سبک زندگی ما
                                                                            و این که باید و باید نگرش خود را اصلاح کنیم....


نوشته شده در سه شنبه 91/12/22ساعت 9:10 عصر توسط شکیبا| نظرات ( ) |

سلام.

چند وقت بود آپ نکرده بودم. خوب بعد از عیدیه و برگشت از کربلا . دید و بازدیدها تا مدتها ادامه داشت!
درسهام روی هم انباشته شدند و نمی دونم چرا حس و حال هیچ کاری رو نداشتم. تازه بلا از وجودتون بدور باشه یه ده روزیه داشتم از درد سر می بردم که با رفت و آمد به مطب دکترای مخالف فهمیدیم که از درد سر دندان عقله که باید زودتر از این ها از شرش خلاص می شدم. از مسکن های مختلف هر چی بگید خوردم اما خیر تاثیری که نداشت تازه اوضاع این بدن ضعیف رو هم بد تر کرد...

امروز دیگه بس که حوصله ام سر رفته بود، و احساس تاریکی می کردم گفتم خوبه بعد از چند وقت خانه نشینی بزنم بیرون! گفتم برم بیرون هم یه هوایی بخورم هم یه خریدی بکنم حالم خوب شه! توی این فکرا بودم که یه دفعه ای گفتم خوبه برم گلزار شهدا! راستش خیلی وقت بود نرفته بودم. گفتم چرا بیخودی برم خیابون ها رو متر کنم برم گلزار هم یه زیارتیه هم روحم یه نفسی بکشه!

یه قسمتی توی گلزار هست هنوز که هنوزه آماده پذیرایی از شهدای آینده هستش. امروز که رفتم چند تا شهید دیگه آورده بودن... شهید جانبازی که 70% جانبازی داشت و شهیدی که در عملیات تروریستی به مقام شهادت نائل شده بود و شهیدی که در منطقه چابهار به ضرب گلوله به شهدا پیوسته بود و ...

آری! اگر آه تو از جنس نیاز است    در باغ شهادت باز، باز است

خلاصه  با وجود شیطنت های آقای 4 ساله خیلی خوب بود. واقعا معجزه کرد. اصلا روحیه ام عوض شد. احساس  می کنم روشن شدم. قبلش احساس تاریکی می کردم. اما حالا که برگشتم خیلی حس خوبی دارم. الحق که نفس علما و شهدا شفاست! توی این دنیای پر از حجاب گهگاهی لازمه از پوستین هایی که خودمون دورمون گرفتیم بیاییم بیرون و متوجه عالم بالا و معنویات بشیم.امیدوارم که همه شما توی  آسمان زندگی هاتون  پر پروازتون رو همیشه حفظ کنید!

 


نوشته شده در پنج شنبه 91/2/7ساعت 8:38 عصر توسط شکیبا| نظرات ( ) |

فقط چند ساعت دیگر مانده تا به لطف خدا، سوار اتوبوس بشیم و به سمت کربلای حسینی حرکت کنیم.
خدا بخواد لحظه تحویل سال قراره در جوار حرم آقامون حسین باشیم.

آقای من! آقای خوبم!
 خوب بهتر از هر کس می دونم که خیلی گنهکارم، روسیاهم، نمی دونم چی شده دل مهربون شما، منو طلبیده!
آقای نازنینم، شما که این قدر کرم داری و بعد از 5 سال منون طلبیدی، خودت هم توفیق اینکه بفهمم کجا اومدم رو بهم بدید، این نفس سرکش منو به هر جا می کشونه و این شمایید که باید دستمو از منجلاب گناه نجات بدید،آقا جون دست من و دامان تو!

پیشاپیش سال نو را به همه  شما عزیزان تبریک می گم. برای هم دعا کنیم ...


نوشته شده در چهارشنبه 90/12/24ساعت 4:21 عصر توسط شکیبا| نظرات ( ) |

شب تاسوعاست! و ابالفضل چه واژه با شکوه و بزرگی است که قرین با این شب است! همه از مسیحی و یهودی و سنی و شیعه به او عشق می ورزند.
به حرمش که وارد می شوی احساس می کنی که در امان اویی و هیچ غمی نداری!
ابالفضل! آقای بزرگوارم من حقیر رو سیاه را امشب امان بده! امان بده از حرص و هوسم و از اسارت نفسم !
آقای نازنینم مرا هم حسینی کن و ولایتی! دستانم را بگیر اگر چه هر کدام از کفینت در جایی از کربلا افتاده است! مرا دریاب...


نوشته شده در یکشنبه 90/9/13ساعت 5:18 عصر توسط شکیبا| نظرات ( ) |